تبليغاتX
آستارا عشق من آبادتر می خواهمت
نقد از مسئولان شهر آستارا

مدتی بود که می خواستم به عملکرد نیروی انتظامی و قضایی شهرمان بپردازم اما فرصت نمی کردم .

نیروی انتظامی در کشورمان به عنوان ارگان اجرایی است که باید امنیت جامعه را با همکاری نیروی قضایی ایجاد و حفظ نماید . و بحث روزشان جمع آوری ارازل و اوباش از سطح جامعه است .

اما آیا در شهر ما اینگونه است ؟

در سالهای اخیر روز به روز گردن تعدادی از همشهریانمان کلفت و کلفت تر شده ، آنقدر پولهای باد آورده به جیب زده اند که امروز تبدیل به ارازل و اوباش گردیده اند . این اوباش بقدری در شهر معروفند که از هر جوانی بپرسید آنها را یکی یکی نه بعنوان اوباش بلکه بعنوان قدرتمندان شهر به شما معرفی خواهند کرد و تبدیل به نماد قدرت و الگویی برای آیندسازان شهرمان شده اند . جوانان به این اعتقاد رسیده اند که کسی قدرت مقابله و ایستادن در جلوی  آنها را ندارد . درست است چون ارازل و اوباش نیز هر چه دل تنگشان می خواهد در این شهر می کنند که کم و بیش همه یمان برخی از آنها را شنیده ایم ( و چه ها که نشنیده ایم ) . حال این سوالها پیش می آید که  آیا در این شهر نیروی انتظامی وجود ندارد ؟  آیا قانون این شهر با دیگر شهرهای کشورمان فرق می کند ؟ آنها را چه کسانی حمایت می کردند و می کنند ؟ یا ارازل و اوباش شهرمان ( چشم نخورند ) از هم ردیفهای دیگر شهرها قوی ترند ؟

بله شاید قوی ترند چون آنها علاوه بر اوباش بودن دارای پول و نفوذ در ادارات بوده اند و هستند . که  این دو موجبات رهایی همیشگی آنها از دست نیروی انتظامی و قانون در شهر ماست . از هرکسی در آستارا بپرسید که چرا با اینها مقابله نمی شود میگویند وقتی مأمور آنها را می گیرد و تحویل نیروی قضایی می دهد ، چند ساعت بعد آزادند (لابد جریمه  را خشکه می پردازند چون ساعات بازداشتی آنها به اندازه رفتن و واریزکردن جرمه در نزدیکترین بانک هم نمی رسد ، راستی در دادگستری هم بانک زدند ؟ ) و بعد از آزادی قاضی اوباش است و متهم آن مأمور بیچاره و محل داد گاه اگر متهم شانس بیاورد و خفا نباشد در شهر و ملع عام و نتیجه توبه آن مأمور از انجام مأموریت شرعی و قانونی که بخاطر آن پول از دولت می گیرد و یا دریافت جریمه قبل از ارسال به دادگاه . این است راز سوار شدن بر زانتیا موقع انتقالی از شهرستان توریستی و تفریحی و ...آستارا .

مسئول اول شهر آستارا ، با ادامه این وضع شهروندان آستارایی برای حفظ آبرو و ناموس خود از دست این اوباش یا باید پا به فرار بگزارند یا باید در کلاسهای رزمی و تیراندازی شرکت کنند ، لذا خواهشمند است هر چه سریتر به فکر تأمین امکانات این کلاسها برای ظرفیت بیش از 200 هزار نفر باشید .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 23:16  توسط دوستان  | 

انتخاب فرهاد دلقپوش به عنوان نماینده از سوی مردم فهیم آستارا شروعی دیگری ، اعتمادی دیگر ، اتحادی دیگر و باز کردن پنجره ای که دوباره از پشت آن نوری دیده می شد به امید خورشید ، به امید روشنی ، به امید آبادی و آبادنی ، رشد فکری ، کوتاهی دست غارتگران و چپاولگران و قطع رابطه آنان با بالاترین مقام یک شهرستان بود .

 آقای دلقپوش یک بار انتخاب اشتباه ما را از این آرزو ها ۸ سال به دور انداخت ، جلب رضایت و اعتماد دوباره مردم ۸ سال طول کشید ، ۸ سال سلطه بی دینان را زیادتر کرد مواظب باش این اعتماد مردم را ، این تفکر مردم را به سرانجام برسانی . کوچکترین اشتباه یعنی سلطه ای دوباره . یعنی مرگ دوباره چندین ساله یا تا قیامت آن آرزوها . مردم هیچ اشتباهی را نمی بخشند ، هیچ بهانه ای را قبول ندارند . بیا با مردم صادق باش همان طوری که مردم صداقتت را باور کردند و قبل از اینکه دلیایل عدم موفقیت در هر کاری به بهانه تبدیل شود آنها را با مردم صادقانه در میان بگذار . چون مردمی که توانستند شما را به بالا ببرند پس می توانند به پائین نیز بیارند . همان طوری که آورده اند و می آورند .

به امید موفقیت شما که موفقیت ماست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 23:25  توسط دوستان  | 

اين بار طرف صحبت ما با اداراتی در شهرستان آستاراست که با طبیعت سر و کار دارند . این ادارات در شهر ما چه کار می کنند ؟ رئیس اداره محیط زیست که در مطبوعات شهری دم از انجام کارهای بزرگ می زنی آقا شما می دونی که محدوده محیط زیست شهرستان ما کجاست ، یا در این محدوده چه ها میگذره ؟ چند در صد از این محدوده را گشتید ؟ آوردن دوتا حیوان و انداختن آنها داخل یک توری که کاری ندارد . ایجاد محیط تفریحی کار شهرداری است نه شما البته این حسن همکاری شما در جهت انجام کار آنها قابل تقدیر است . ادارات محترم مذکور آیا شما می دانید که امسال منابع طبیعی استان اردبیل مانع از کوچ چند تا کوچنشین باقی مانده از پیشینیان آستارایی به کوههایی که به نام آستارائیها ثبته شدند؟ آیا می دانید این سهم آنها را که سهم آستاراست به چه قیمتی می خرند ؟ آیا می دانید در خط الرأسهای حوضه آستارا چای چه میگذره ؟

بدانید که زمینهای حیران ، که امروزه محیطی برای تفریح و ویلاسازی اردبیلیها و تبریزیها و دیگران و دیگران شده پایدار نیست و دارای حرکت است .

بدانید شیبهای زیاد موجود در کوههای گیلده که محلی برای احداث ویلا شده در آینده محل حادثه خواهد بود و این حوادث فاجعه بدنبال دارد .

بدانید زدن چاههای زیاد عمیق و نیمه عمیق در شالیزارهای آستارا پائین رفتن سطح آب زیرزمینی را بدنبال دارد همانطورکه ما قبلاً از ۲ یا ۳ متری آب برمیداشتیم حالا چی ؟

بدانید که یکی از بزرگترین گسلهای کشور که بیش از ۵۰۰ کیلومتر طول دارد در آستارا واقع است این گسل فعال است و هر ساله دارای فرونشست و زدن چاههای متعدد در جاهای غیر کارشناسانه یعنی دیوانگی یعنی اضافه کردن خط شکستگی در کوچکترین حرکت زمین . در حالی که همین گسل بهترین امکان برای بدست آوردن آب در صورت دید کارشناسانه است .

بدانید که خاکهای موجود مرغوب در کل شهرستان آستارا حاصل چند صد سال زمان بوده که به همین راحتی بدون اجرای حتی یک طرح درست آبخیزداری از دست می رود .

بیایید و به مردم پاسخ دهید ، مردم آستارا خواب نیستند که شما هر کاری دلتان می خواهد با این شهرمان بکنید .

پیشنهاد : ایجاد یک تیم تحقیقاتی از فارغ التحصیلان رشته های مربوط آستارایی ( که کم هم نیستند) بعنوان مشاور .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 14:18  توسط دوستان  | 

هفته های پیش کشور ما در تب انتخاب رئیس شورا و شهرداران شهر ها می سوخت . مردم شهرهای بسیاری در این روزها منتصبان این دو پست را شناختند ، که شهر ما نیز جزء این شهرها بود . این انتخاب در شهر ما چقدر مسئولانه بود ؟ انتخاب رئیس شورای شهر آستارا طبق روال سالهای پیش بر اساس آرای مردم بود . ولی انتخاب شهردار چی ؟ یک شهر دار باید چه خصوصیاتی داشته باشد ؟

یک شهردار باید علاوه بر خصوصیات یک مدیر که لازمه کارشه باید دارای تجربه و تخصص نیز باشد . اما آیا تجربه مهمتر از تخصص است ؟ یا تخصص یک شهردار می تواند قربانی تجربه اش گردد . این تجربه یا به اصطلاح برخیها تجربه در کجا و در چه سطحی کسب شده است ؟ آیا تجربه شهردار شهر ما به اندازه ای است که نبود تخصص را تحت الشعاع خود قرار دهد یا این انتخاب نیز مثل انتخابهای دیگر تحت تأثیر  عواملی بود که در پشت پرده اند . کسانی از این انتخابات سود می برند که به دنبال منافع شخصی اند و چیزی که به آن فکر نمی کنند منافع جمعی یا منافع شهر ماست . گروهی که این انتخاب را حمایت    می کنند همانهایی هستند که شهردار قبلی چون با آنها مخالفت کرد و جلوی آنها ایستاد آن را بر کنار کرد ند ( البته این گفته تأییدی بر حمایت از شهردار قبلی نیست ) و همشهری بودن را برای انتخاب بجای ایشان پیش می کشند در صورتی که در شهر ما افرادی بسیار متخصص و به دور از جناحهای سیاسی وجود دارند که بر سر کار آمدن آنها یعنی معرفی اشخاص مدیر و متخصص در این زمینه در آینده به جامعه و شهر مان ، متأسفانه این بار نیز یک انتخاب اشتباه از سوی افراد معدود و موثر در انتخابات قبلی شهر که با فشار به افکار عمومی و تغییر حرفه ای جهت این افکار در جهت همسو شدن با آنها و عدم دخالت در چپاول بعدی شهر به روی آیندگان خط سیاه کشیدند و منجر فاجعه شدند . بله فاجعه چون اثر این اشتباه را آیندگان و فرزندان امروز این دیار خواهند دید . و از پدران و مادرانشان خواهند پرسید سکوت در مقابل این اشتباهات به چه قیمتی بود ؟

بیائید جلوی این اشتباهات را بگیریم ، بیائید با یک شور و شوقی که در گذشته از سوی ماها دیده شده با دیدی بهتر انتخابی بهتر داشته باشیم . به جای منافع شخصی به دنبال منافع جمع باشیم تا در آینده به انتخابمان افتخارکنیم بجای اینکه از آن شرمنده باشیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 16:54  توسط دوستان  |